کی میاد با ویالن سلش منو بزنه و یه ملودی از نبض عشقی که تو وجودم میزنه، بسازه ؟ گاهی وختا حس می کنم یه موزیسین تو زندگیم کم دارم که بتونه از لحظه لحظه هام، ملودی های خاص بسازه ..
ریمکس، لایت، پاپ و یا راک و خیلی وختام یه سه تار خالی که روحمو باش پـــــرواز بدمــــــ
غربتـــــــ یــــــــاس و بنفشـــــه دور پیچــــــک زمــــــونــــــه
بــــــازی تقــــــدیره شاید عـــِــطر عشقــــــــ جایی نمونده
کســی نیس از جنــــس بـــــارون با شقــــایق هم نفـس شه
گمــــــ شدیمـــ تو جــاده انگــار راه قصه اشــــ خیلـــــــی دوره
همه وجودتو استرس و اضطراب گرفته که آیا می تونی یا نه ؟ می شه اصن یا نه ؟ مثه یه سونامی، یا یه زلزله ۸ ریشتری .. همه وجودت داره می لرزه و تو فقط دستاتو کردی جیبت و مثه همیشه پـــُــــر غـــــرور و محکمــــــ راه می ری !! و دستات مثه یه تیکه یخ .. یا برف شدن و تو صــــدات ردنمیاد و خفه خون شدی و هیچی نمی گی و فقط سعی می کنی خودت، خودت ُ از داخل گرمــــ کنی .. که دیگه هـــــا تو دست جواب نمیده و فقط هـــای چــــاووشی که جواب میده !
و حالا به تنها چیزی که فک می کنی ُ مغزتو پُر کرده، یه سقوط آزاد دیگه تو سرمائیه که مثه بید بلرزی و خودتو پرتـــــــــــــــــــــــــ کنی و مثه یه یویو بازی بازی بشه باتــــــــــــــــــــ .. و یا بازم پا شی بری سعادت آباد و یه بار دیگه ببینی چطوری با خودشون ُ و بچشون ُ و جون بچشون بازی می کنن و واسه خودت اون عقب مثه بچه یتیما عــــــــــــــــــــررررررررررر بزنی و با چشای مثه کاسه خونت بزن بیرون و کلاتو بکشی رو سرتو و راتو بکشی و گم و گور کنی خودتو !