نه !
هیچ برقی در نگاهت ،
هیچ رعدی در صدایت ..
هیچ سگی در چشمانت یافت نمی شوند !
اینجا ..
تو را ..
به تاراجـــــــــــــــــــــــ برده اند ...
بنشین پســــــــــــررررررر !
بر سر گور خویش ،
ای غزل ای دوست بخوان !
حافظ !
کجائی ؟
بیــــــــــــا ..
بخون برام ..
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ....