338

جاده ای که در آن افتادیم 

یک راه بیشتر نداشت 

باید چمدانهایمان را نصف می کردیمـــ ..

337

در گرداب این اقیانوس 

تنها کشتی نجات من 

ساحل چشمان ِ توست .. 

بینداز پایین 

قلّاب دستان عاشقت را