330

شبــــــ و ابتداء همه کابوسهای من .. 

شبــــــ و مشق های نانوشته ام .. 

شبــــــ و اشک ناریخته ام ! 

شبــــــ و بغض های دلم .. 

شبــــــ و تنهای های من .. 

شبــــــ و چشمان باد کرده ام .. 

شبــــــ و ساز ناکوک من .. 

شبــــــ و مشت های گره کرده ام .. 

شبــــــ و سر و دیوار .. 

شبــــــ و دندان و سرما .. 

شبــــــ و میز و صندلی .. 

شبــــــ و صورت و سیلی .. 

شبــــــ و ساحل و آتش .. 

شبــــــ و چادر و کیسه خواب .. 

شبــــــ و نفس های داغ .. 

شبــــــ و آب و بینی .. 

شبــــــ و خاک و سر ..

329

اینجا همه روزها و شبها و ساعتها را قلم بزن و بنویس که چگونه درد کشیده ای و زجر کُش که روزی روزگاری اگر پایی به اینجا باز شد، به سرش نزند در فیلم تو نقش اول را بازی کند .. براستی چه تفاوتی دارد که « مجید انتظامی » موزیک متن تو را ساخته باشد و یا « بابک بیات ». که نغمه  « ویلون سل ِ » تو را نه « گیتار » بابک بیات می تواند بنوازد و نه « پیانوی » جواد معروفی و نه کلایدرمن البته ! اینجا خود، سازت با نغمه ی جور یا ناجورش، به اعماق اقیانوس ها و قعر آتشفشان ِ خود فرو می روی و غرق می شوی و در این شوره زار فرو می روی .. و هرگز این فیلم اکران نخواهد شد و تو هرگز هیچ بلیطی برای تماشای این فیلم تهیه خواهی کرد!