۱۲۵

  

 

وختی که سردته و نسیم ملایم گرما نوازشت می کنه .. یه گرمای لایت ! و ختی دستا و انگشتات یخن و آروم آروم گرمـــــ می شن .. وختی خیلی داغی و یه نسیم خنک و تپل نوازشت می کنه، این اون دلیل خاص دوس داشته زمستونه ! که بچپی زیر پتو و خودتو مثه توپ جمع کنی تا گرم شی و یا مغرورانه تو محل کارت راه بری و از این بالا آسمون گرفته رو تماشا کنی و به هیچ کی محل سگ ندی و فقط تو دنیای خودت باشی و گه گاهی هم مثه این سوسولا شیشه بخار گرفته رو پاک کنی و دستات رو « ها » کنی تا گرمــــ شن ! و قانع باشی به همین اسپرسوئی که تو همین فضا می خوری ! 

آخ که دیونه همین هوای الانه تهرانم که عین شماله که وختی بارون میباره وحشیانه می باره .. و با صدای بارون که رو چترت میشینه ریمکس می ری و حالشو میبری و چه خوشگل و باحال می شه این رطوبته و بوی تنت .. خودتم تحریک می کنه

حالا نمی دونم چرا این وسطا، بین درد قلب و پاهام که سست می شن و بی حس و سر دردای میگرنی خفن، سوزش معدهه چی بود که چن روزیه نصیبمون شده ! 

می سوزه .... 

 

 

۱۲۴

 

 

 

آآآآآآآآآآآآآآه! 

 


می‌خواهم فریــــــــاد بلندی بکشمــــــــــــ
که صدایمــــــ به شمـــــا هم بــــــرسد ! 

 

من هـــــــوارم را ســــر خواهم داد،
چـــــاره درد مــــرا باید این داد کند.
از شما خفتهء چند،
چـــــه کسی می‌آیـــــد با مــــن فریـــــاد کنـــــد؟ 

 

 

هـــــــــــان ... ؟؟!؟!