303

اینجا سایه ی شوم مرگ .. 

برایم دسته گلی از مریم و اقاقی هاست .. 

ربان ریش ریش ِبنفش - سفید - صورتی فراموشتان نشود !!

302

و چقدر دور میشویم از زمان .. 

از آبی ِآبِ روانِ جاری .. 

از آبی ِلاجوردیِ آسمانِ پهناور .. 

 

و هنوز وقتی رو به اقیانوس، پشت به خشکی، گیسو افشان می کنم و  

محـــــــــــــــــــــو می شوم .. 

و می خواهم مرگ را تجربه کنم ..