-
۷۹
1390,07,26 11:06
حالا دیگه سفرتو رفتی ُبرگشتی ! دیگه اون حس خلایی که مدتها بود همرات بود ُ همیشگی، همون حس بدبختی ُ بیچارگی که مانع می شد بذاره درست فک کنی، رفته ! چرا که دیدی که دلت شیکسته ات « بها » داره .. دیدی که همون خـــراب آبـــاد ِدل .. قیمت خیلی داره .. بعضی وقتا ما آدما سوراخ دعا رو گم می کنیم .. حالیمون نیس کشکول گدائیمونو...
-
78
1390,07,26 01:30
لبخند بزن تازه کنی بغض" بنان" را بخرام بر آشفته کنی "فرشچیان" را تلفیق سپید و غزل و پست مدرنی انگشت به لب کرده لبت منتقدان را معراج من این بس که در این کوچه بن بست یک جرعه تنفس بکنم چادرتان را دلتنگی حزن آور یک کهنه سه تارم برگیر و بر آشوب و بزن "جامه دران " را ای کاش در این دهکده پیر...
-
77
1390,07,26 01:27
چندی است عاشقانه قلم می زند دلم از ماجرای چشم تو دم می زند دلم نام تو از شبی که به رگهای من دوید یک در میان برای خودم می زند دلم این را که مردمان ضربان نام کرده اند دست خوشی است بر سر غم می زند دلم روزی هزار بار ورق های کهنه را مشتاق و بیقرار به هم می زند دلم هر جا به سبز خاطره های تو می رسد انگار در بهشت قدم می زند...
-
۷۶
1390,07,25 10:58
بیزارمـــــ از بت هائی که، مستانه آروغ روشن فکریشان، کر نموده گوش فلک را ! که انگار منقرض گشته نسل بــــت شکن .. این روزها ، همه خود را یوسف و مریم می دانند .. !
-
۷۵
1390,07,24 16:14
این کویر خشک رو ببین، چشم به راه یه مرده که چهل شب توش دووم بیاره ! که خس و خاشاک آتیش بزنه و دستاشو، دلشو کنار همین آتیش کوچولو گرم کنه تا نمیره ! که بعدش بچپه تو چادرشُ شبای بی کسیشُ عــــر بزنه ... که دل و قلبش مثه رگه های همین کویر بی علف، ترک ترک بشه و فقط چشمش به خورشید باشه و همه تنشُ زیر تیغ همین آفتاب کباب...
-
۷۴
1390,07,20 11:15
دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیمــــــــــ ... امروز، او ما را ... فردا ؟؟؟
-
۷۳
1390,07,20 11:04
حرفهای ما هنــــــوز ناتمامـــــــــ ... تـــا نگاه می کنی : وقت رفتـن است بـــازهم همــــان حکایت همیشگـــی ! پیش از آنکه با خبر شــوی لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود آی... ناگهــــــــان چقــــدر زود دیر می شود
-
۷۲
1390,07,20 11:00
من سالهای سال مُردم تا اینکه یک دم زندگی کردم تو میتوانی یک ذره یک مثقال مثل من بمیری ؟!
-
۷۱
1390,07,20 10:55
صبح با سرگیجه و تهوع بدی پاشدم از خواب .. معلومه دیگه ! وقتی ۳ تا کدئین بخوری بلکه شاید سردرد لعنتیت آروم بشه .. همینه دیگه ..
-
۷۰
1390,07,19 23:43
وای خدای من ! امشب از اون شبائی که مث مار باید بخودم بپیچممم از سر درد .. منفجر داره میشه سرمم ! کمک کن خدا بالا بیارممممممممم ... کمک کن
-
۶۹
1390,07,19 10:52
وقتی جهان از ریشه جهنم و آدم از عدم و سعی از ریشه های یاس می آید وقتی یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل می کند باید به بی تفاوتی واژه و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست نان را از هر طرف که بخوانی نان است
-
۶۸
1390,07,19 10:35
ناگهان دیدم سرم آتش گرفت سوختم ، خاکسترم آتش گرفت چشم واکردم ، سکوتم آب شد چشم بستم ، بسترم آتش گرفت در زدم ، کس این قفس را وا نکرد پر زدم ، بال و پرم آتش گرفت از سرم خواب زمستانی پرید آب در چشم ترم آتش گرفت حرفی از نام تو آمد بر زبان دستهایم ، دفترم آتش گرفت
-
۶۷
1390,07,19 10:31
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست سربسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکست ای داد ، کس به داغ ِ دل ، باغ ِ دل نداد ای وای ، های های عزا در گلو شکست آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود خوابم پرید و خاطره ها در...
-
۶۶
1390,07,17 22:37
قطار میرد تو میروی ... تمام ایستگاه میرود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام ...
-
۶۵
1390,07,17 11:10
چند وقته بحث داغ رسانه هامون شده این بحث آقای منصور آریا و فرار جناب آقای خاوری و قصه اختلاص 3 هزار میلیارد تومنی و کله امثالی مثِ من که نمی تونه حتی صفراشو جلوش ردیف کرده تصور کنه و بتونه بگه چندتاس، که می مونه هنگ کنه یا ازش دوددددد بلند بشه ! اونم کجا ؟ اینجایی که اگه بخوای عادلانه به زندگی و رفاهشون نیگا کنی، می...
-
۶۴
1390,07,17 02:12
مشاورت رو داری عوض می کنی و تردید داری پیش کی بری 22017371 دکتر بهنام اوحدی که مدعی حل مشکلات پیرامون جدائی و افسردگی های ناشی از طلاق و خود کشی و بررسی مسائل مربوط به خیانته یا دکتر پگاه فرخ زاد ۲۲۴۱۷۵۴۱ الی ۶ البته تا حالا مشاور زن رو تجربه نکردی ..
-
۶۳
1390,07,17 02:07
سه بار پیشنهاد کربلا بت شده و هنوز یه جواب قاطع نتونستی بدی ! تو که دیونه کربلائی و میترسی بری و شرمنده شی که چرا زنده برگشتی ! آخرین بارشم همین دیروز بود .. ویتامین ب ۱ های دوز ۳۰۰ ات هم که نخوردیشون و هر جائی که نیگا می کنی یه ورقه اش افتاده و از هر برگی ۲ ۳ تاشو خوردی ..
-
۶۲
1390,07,17 02:02
بالاخره این هدست رو از گوشت نمی خوای دربیاری بیرون ؟ پشت میزت تو محل کارتُ پشت میز کامپیوتر خونه اتُ .. همه اش درگیر کارای پایان نامه ای .. و با زیر موزیک چاوشی همه غلطاتو می کنی .. آخ .. چقددددددد دلم شمال می خوادددد .. مخصوصا الانا که همه اش بارونیه .. تو هون بارن بری تو ساحل شنی بشینی و زیر بارون موجا رو زُل بزنی...
-
۶۱
1390,07,17 01:38
غروبای سرخ پاییز و یه آفتاب نیمه جون که داره از بغل می تابه و بادای یواش یواش سرد و مردمی که آروم آروم تی شرتاشوند با پیرهن و پاییزه عوض کردن و دیگه کمتر می بینیشون تو پیاده رو های پارک ملت یا پارک ساعی ... باده یه خورده اذیت می کنه. خیلیام میدونن هوا دو نفره است و بازم تک و تنها میرن و بستنی متریشون و میخرن و لیس...
-
۶۰
1390,07,16 19:44
یکی دو ساعتی تو دلممم زلزله چند ریشتری اومده .. چراش رو فقط خدا عالمه .. همه دست و پا و بدنم می لرزه !
-
۵۹
1390,07,15 20:06
چرا ملاک خیلی از ما آدما برای انتخاب، مواردی چون «پولُ پرستیژ اجتماعیُ موقعیت شغلی مدرنُ تحصیلات عالیهُ ... » است ؟! چرا اینقدر خیلی هامون « ظاهر بین و سطحی نگر » هستیممم ؟ پ.ن : وقتی با دوستان بلاگیت حرف می زنی و میخوای بهشون لطف کنیُ لذت ببره از پاورپوینتی که لذت بردی ازش، با سوال غیر منتظره ای روبرو می شی و جا می...
-
۵۸
1390,07,14 12:28
پــــاشو واستــــا پسر .. دیگه بسه ! که باید واستی و زندگی کنی و شیفت دیلیتش کنی .. هرچـــی که بوده یا نبــــوده ... حالا می خوام دیگه نفس بکشمممم .. فردا کولمو می بندم و میرمممم .. !
-
۵۷
1390,07,13 12:04
من از تو دل نمی برم اگر چه از تو دلخـــورم اگرچه گفته ای تــو را به خــــاطرات بسپرم هنوز هم خیــــال کن کنار تــــو نشسته ام منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام تو در ســــــــراب آینه شبــانه خنده میکنی مـن شکست داده را خودت برــنده میکنی نیـــــاـمدی و سالهــا نظر به جاده دوخته ام بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه...
-
۵۶
1390,07,13 11:23
آخ خدا .. چرا اینجوری شدمم من ؟ دست و پام می لرزه .. دلم یه جوریه .. حالم بده !! خــــــدا .. یعنی داره چه اتفاقی می افته ؟
-
۵۵
1390,07,13 09:50
کاش تو خونه هم می شد عینک آفتابی زد و از نگاهها فرار کرد ..
-
۵۴
1390,07,12 16:07
علت فوت دانشجوی دختر دانشگاه امیرکبیر دانشگاه صنعتی امیرکبیر در پی فوت یک دانشجوی کارشناسی ارشد نوبت دوم پلیمر در حمام یکی از خوابگاههای دانشگاه اطلاعیهای صادر کرد. به گزارش ایسنا، در اطلاعیه دانشگاه آمده است: «آمنه زنگنه» دانشجوی 89 کارشناسی ارشد نوبت دوم پلیمر که بنا به درخواست خود و با احراز شرایط شورای اسکان...
-
۵۳
1390,07,12 00:24
آآآآآآآآی خداااااااااااااااااااا چیکار کنممم؟ چه خاکی تو سرممم بریزممممم؟ کوری مگه؟ مگه نمیبینی؟ دارم جون میدمم! دارم روانی میشم! کیه جز تو که از همه چی آگاهه؟ کیه جز تو که تا اراده می کنی باشه، میشه ! اون کیه جز تو که لایق اعترافاته ! چرا بعضیا فک می کنن باید کشیش باشن و بریم پیششون و معترف به گه خوریامون باشیم؟ چرا...
-
۵۲
1390,07,11 13:29
در زندگی زخم هایی هست که روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد " صداق هدایت " واژه های اینجا زخم خورده اند انگار .... درد اینجا بیداد می کند میان واژ ه ها یتان !که ای کاش این طور نبود. چه بگویم ؟ بگویم می گذرد ؟ چون می گذرد خیالی نیست ؟ خب قبول اما من که خوب می دانم وقتی اینگونه با درد می گذرد چطور تا...
-
۵۱
1390,07,10 16:09
دیشب برگشت به مامان گفت : داره مثل شمع آب می شه و من دارم اینو می بینمممم، دارم می بینیم غذا خوردنش رو، رنگ و روی زردش، صورتشو که انگار عزاداره، دارم می بینمم که خواب نداره، می شنوم بعضی شبا که صداش میآد .. میام بالا سرش و نگاش می کنم و می بینمم چطور دندوناشو بهم می سابه .. اما چی کار می شه براش کرددد ؟ منم دلم می...
-
۵۰
1390,07,09 11:40
آره .. حالا دل تنگ روزا و شبائی هستی که با Alone In The Rain انس داشتین .. که اینو گوش کن! این تهشه ! نیگا کن .. این عین حال و روزای منه .. و می دیدی که چطور اشکاش قِل می خورد تو صورتش و می افتاد و تو هم همه دنیا جلوت سیاه می شد که نمیتونستی ببینی اشکاشو و التماسش می کردی که «تور رو خدا تو گریه نکن دیگه .. » که حالام...