به دنیا اومد بالاخره فندق ! مبارکه انشالله ...
قدمش پر از خیر و برکت و زندگیشون سرشار از امید و نشاط و بهروزی و ع ش ق ...
چقد دلت تنگ شده واسه شنای لب ساحلُ یه شب خوشگلُ یه آتیش که تا بشینی پاشُ دستای یخ زدتُ گرم کنی! چقدددددد دلت جاده های پر پیچ و خم شمال و چالوسُ میخاد که با همون بی کلگیه خاصه خودت رانندگی کنیُ مسیر چند ساعته رو ۵/۱ ساعته بگازی و هر از گاهی کنار جاده واستی و قدم بزنی !
مثه یه بیل مکانیکی افتادم به جون سلولای خاکستری مغزمُ مدام زیر و رو می کنم این سگ مذهب زندگیه تخمی تخیلی رو که همه ذهنم، روحم، جسمم، فکرم و خلاصه همه چیمو تحت الشعاع خودش قرار داده و بگام داده .. که اگه هشت روز هفته رو سینما و استخر سونا و پارک و مهمونی و ... بری، هیچ فایده ای نداره و عمراً نمی تونی از هیچی فرار کنی ...