۶۳

 

 

 

سه بار پیشنهاد کربلا بت شده و هنوز یه جواب قاطع نتونستی بدی ! تو که دیونه کربلائی و میترسی بری و شرمنده شی که چرا زنده برگشتی ! آخرین بارشم همین دیروز بود .. ویتامین ب ۱ های دوز ۳۰۰ ات هم که نخوردیشون و هر جائی که نیگا می کنی یه ورقه اش افتاده و از هر برگی ۲ ۳ تاشو خوردی ..  

 

 

 

۶۲

 

 

 

بالاخره این هدست رو از گوشت نمی خوای دربیاری بیرون ؟ پشت میزت تو محل کارتُ پشت میز کامپیوتر خونه اتُ .. همه اش درگیر کارای پایان نامه ای ..  و با زیر موزیک چاوشی همه غلطاتو می کنی ..

 

آخ .. چقددددددد دلم شمال می خوادددد .. مخصوصا الانا که همه اش بارونیه .. تو هون بارن بری تو ساحل شنی بشینی و زیر بارون موجا رو زُل بزنی که چطوری تو آغوش ساحل آروممم می گیرن ! بری پشت ویلات و بساط جوجه رو ردیف کنی و باد بزنی و دوددد جوجه ات اطراف رو برداره .. بری جاده سه هزار و هی چرخخخ بزنی و بری و بری ! ماشینو یه گوشه بذاری و بری تا عمق سه کیلومتری جنگل و چادرتو بزنی و آتیشم مهیا کنی و تو کیسه خوابت دراز بکشی و هر از گاهی دوربینتو برداری و سرک بکشی و عکاسی کنی .. 

 

چند وقته می خوای بری جاده اسالم خلخالُ جنگل ابر شاهرودددد اما وقت نمی کنی و همه اش درگیری و نمی دونی بالاخره کی تموم میشه این اوضاع قاراش میشت !