من از تو دل نمی برم
اگر چه از تو دلخـــورم
اگرچه گفته ای تــو را
به خــــاطرات بسپرم
هنوز هم خیــــال کن
کنار تــــو نشسته ام
منی که در جوانی ام
به خاطرت شکسته ام
تو در ســــــــراب آینه
شبــانه خنده میکنی
مـن شکست داده را
خودت برــنده میکنی
نیـــــاـمدی و سالهــا
نظر به جاده دوخته ام
بیا ببین که بی تو من
چه عاشقانه سوخته ام
رفیــــق روزهای خــوب
رفیق خوب روزهـــــــــا
همیشه مــــاندگار من
همیشـــــه در هنوزها
صدا بـــزن مرا شبـــی
به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را
بدون مــــن شنـــــاختی
آخ خدا ..
چرا اینجوری شدمم من ؟ دست و پام می لرزه .. دلم یه جوریه .. حالم بده !!
خــــــدا .. یعنی داره چه اتفاقی می افته ؟